<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" >
<channel>
<title>در سايه سار وحدت</title>
<link>http://vahdat86.ParsiBlog.com</link>
<description>نسخه XML از وبلاگ " در سايه سار وحدت "</description>
<language>fa</language>
<generator>ParsiBlog.com RSS Generator</generator>
<lastBuildDate>Fri, 18 May 2012 05:55:56 GMT</lastBuildDate>
<author>سماهه</author>
<item>
<title>اومانيسم در فراماسونري 3</title>
<link>http://vahdat86.ParsiBlog.com/Posts/39/%d8%a7%d9%88%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%8a%d8%b3%d9%85+%d8%af%d8%b1+%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%b3%d9%88%d9%86%d8%b1%d9%8a+3/</link>
<description>&lt;p style=&quot;font-family: Tahoma; font-weight: bold; color: rgb(204, 0, 0); background-color: rgb(204, 204, 204); text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font style=&quot;color: rgb(153, 0, 0); font-family: courier;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-size: 11pt;&quot;&gt;سوره نجم، آيه 4). محمود هومن، بزرگ فرمانرواي شوراي عالي ايران، » پا را از اين نيز فراتر گذاشته و اديان غير اسراييلي را انديشه هايي آلوده به تعصب معرفي مي كند و در جشن طريقت سال &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 11pt;&quot;&gt;1350 &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;مي گويد: براي فهميدن معني دقيق نظم (در شعار نظم به جاي بي نظمي &lt;/span&gt;(ordo ab chao) &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;كه شعار آيين اسكاتي است) بايد بسي دورتر از افلاطون و فيثاغورث رفت. . . كارل ياسپرس نظريه اي دارد به نام «دوران محور تاريخ» و مي گويد اين دوران از 800 قبل از ميلاد تا 200 قبل از ميلاد واقعيت يافته&lt;/span&gt;. &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;دراين دوران است كه سازمان انديشه انساني صورت معين و مشخص به خود گرفته&lt;/span&gt;. . . &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;لائوتسه در چين آن آفروئيسمهاي معروف خود را آورده. كنفوسيوس در همان زمان بوده، اوپانيشادها در همين زمان نوشته شده، بودا در همين زمان بوده است و زردشت در همين زمان در ايران بوده. . . پيامبران اسرائيل همه در اين زمان بودند و هر آنچه انسانها از آن دوره به بعد دارند ساخته تمركز اين انسانهاست در زمينه جهان و زندگي. . . ما هم براي اينكه بفهميم اين&lt;/span&gt; (ordo ab chao) &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;معناي عميقش چيست بايد مفهومها را برگردانيم به دوره محور تاريخ، براي اينكه بعداز دوران محور تاريخ حركات فرهنگ با تعصبات آميخته شده&lt;/span&gt;. &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;حمله اسكندر به يونان نظم&lt;/span&gt; (ordo) &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;را به بي نظمي&lt;/span&gt; (chao) &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;تبديل كرد و انديشه انسان كه جهت كاسمولوژيك يعني كيهاني داشت و همگاني و جهاني بود، محدود شد و محلي شد. در حوزه هاي ديني به معناي قانون و حق در آمد وهر آنچه مطابق با قانون نبود ناحق شمرده شد. اديان، نظم&lt;/span&gt; (ordo) &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;راتبديل به قانون كردند و نظم تبديل به اصولي شد كه از قرن سوم پيش از ميلاد تا پايان قرن چهارم به بعد شد رازمندان&lt;/span&gt; ( &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;فراماسونها) راه ديگري پيش گرفتند. يعني به جاي اينكه&lt;/span&gt; ordo &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;راعوض كنند بر آن شدند كه&lt;/span&gt; chao &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;را به&lt;/span&gt; ordo &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;برگردانند. بادقت در اين عبارات متوجه مي شويم كه هم راه (دين) و هم راهبر (انبيا) نفي مي شوند و دين امري ضد نظم جهاني، كه بر خلاف سير جهان حركت مي كند، معرفي مي شود و در عوض، انديشه هاي انساني قبل از ميلاد مسيح، و اديان تحريف شده اسرائيلي منطبق با نظم جهاني معرفي مي گردند. در نشريه گرانداوريان جان كلام فراماسونري درخصوص دين و وحي و جايگاه آن در زندگاني بشر چنين آمده است: در محفل محترممان يكي از برادرها درمورد سؤال چنين پاسخ مي دهد خالقي را كه از من خواستار انجام وظايفي باشد نمي شناسم. دراثناي آزمون او را تحت فشار قرار داديم گفت، بلي از نظر من قدرت حاكم بر كائنات ياانسانها حرف نمي زند. وكلايي از بين جوامع انتخاب نمي نمايند، به من قوانين نوشته شده و كتابها نمي فرستد، از من اداي وظيفه نمي خواهد، از كاري كه انجام داده انتظار چيزي ندارد و وظايف و مسئوليتهاي انسان را در برابر همديگر خلاصه كرده است. از اين حرفها به وجد آمديم و براي اينكه برادرمان با اين همه افكار عالي قرباني كليسا نشود فعاليت زيادي كرديم تا به نور و ضيا رسيد. ترويج اباحيگري، نفي مسئوليت انسان در مقابل خالق، نفي اديان و پيامبران، مسائلي است كه مي توان از عبارت فوق به دست آورد. البته در نتيجه نفي وحي، حاملان وحي نيز خود به خود توسط ماسونها نفي مي شوند و ملائكه را تصوري سمبليك از ذهن و خيال معرفي مي كنند. ترفند نفي اديان با اعتراف به وجود خداوند، يعني دئيسم، حركتي است مزورانه براي نفي اعتقاد به ذات باريتعالي كه هدف غايي فراماسونري است. و اين در حالي است كه خداوند در پي هبوط انسان به زمين، كه زندگي در آن توأم بادرگيري و نزاع بود (وقلنا اهبطو بعضكم لبعض عدو&lt;/span&gt; / &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;فروشويد بر زمين كه بعضي از شما بر بعض ديگر دشمنيد - سوره بقره آيه 36&lt;/span&gt;) &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;تنها راه نجات انسان را تبعيت از رهنمودهاي خود مي داند: (فامّا ياتينكم مني هدي فمن تبع هداي فلاخوف عليهم ولا هم يحزنون پس اگر هدايتي از جانب من آمد، هر كس آن را تبعيت كند هرگز بيمناك و اندوهگين نخواهد شد - سوره بقره آيه 38). و حتي شرط ايمان به خدا و تقوا را اعتقاد به وحي، فرشتگان و پيامبران، بدون فرق گذاشتن بين آنان مي داند (آيات اوليه سوره بقره و آيه همان سوره&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Feb 2009 23:26:00 GMT</pubDate>
<comments>http://vahdat86.parsiblog.com/Comments/39</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=844154</wfw:commentRss>
 <dc:creator>سماهه</dc:creator>
<guid>http://vahdat86.ParsiBlog.com/Posts/39/%d8%a7%d9%88%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%8a%d8%b3%d9%85+%d8%af%d8%b1+%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%b3%d9%88%d9%86%d8%b1%d9%8a+3/</guid>
</item>

<item>
<title>اومانيسم در  فراماسونري 2.</title>
<link>http://vahdat86.ParsiBlog.com/Posts/38/%d8%a7%d9%88%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%8a%d8%b3%d9%85+%d8%af%d8%b1++%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%b3%d9%88%d9%86%d8%b1%d9%8a+2./</link>
<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify; color: rgb(0, 0, 153); background-color: rgb(204, 204, 204);&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-size: 12pt; font-family: courier; font-weight: bold;&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-size: 11pt; font-family: courier; font-weight: bold;&quot;&gt; محمود هومن «بزرگ فرمانرواي با اختيار شواري عالي&lt;br&gt;ايران» در سخنراني مورخ 1349 در مراسم جشن طريقت آيين اسكاتي در همين خصوص مي&lt;br&gt;گويد: كار من (فراماسون) اين است كه با بردباري درانديشه پيشرفت و آسايش خانواده&lt;br&gt;انساني باشم. بردباري يعني چه، يعني اينكه روا بدارم كه ديگري از بعضي نظر به روشي&lt;br&gt;ديگر بينديشد. اين يعني تولرانس. اين يعني همان كاري كه كوروش كرد. اما من اگر&lt;br&gt;بگويم كه من فلان را قبول ندارم براي اينكه زردشتي است، همين جا يك شكافي دادم&lt;br&gt;ميان انسانيت. من بايد بگويم كه زردشتي در قدم اول انسان است، در قدم دوم ايراني&lt;br&gt;است، درقدم سوم زردشتي، با اين ترتيب من با او هيچ فاصله اي ندارم. وي در گفتار&lt;br&gt;مورخ 1350 در ادامه همين سخنان مي گويد: يكي از اصول بزرگ ما، تولرانس است. اگر ما&lt;br&gt;تولرانس نداشته باشيم نمي توانيم تحمل كنيم كه ديگري كه دين ديگري دارد، مذهب ديگر&lt;br&gt;دارد، همسنگ ما شود. ما بايد تمرين كنيم كه بگوييم همه برادر يكديگريم و يواشكي&lt;br&gt;توي دل خودمان هم نگوييم كه خيلي خوب ما ارفاق مي كنيم مي گوييم اين برادر ماست&lt;br&gt;وگرنه من زردشتي هستم چه ارتباطي دارم به عيسوي. حق ندارم اين انديشه را حتي درون&lt;br&gt;خود داشته باشم، بلكه بايد بگويم من زرتشتي زاييده شدم يا مسلمان، يا يهودي يا&lt;br&gt;عيسوي يا ودايي ولي كوشش كردم به مقام برادري برسم. همان گونه كه ملاحظه مي شود،&lt;br&gt;در اينجا به قول دكتر ايشينداغ فراماسونري فراتر از مذاهب قرار مي گيرد&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 11pt; font-family: courier; font-weight: bold;&quot;&gt;:&lt;br&gt;« &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;اختراع بزرگ ماسوني، نيروي محركه عظيمي است كه بشر را&lt;br&gt;با درك وفهم عالي درماوراي تمامي اديان قرار داده است. » درهمين رابطه در يكي از جزوات فراماسوني مي خوانيم: «ژوزف نيوتن كه&lt;br&gt;مردي روحاني بود، با تجزيه از هر دو گونه انجمن يعني كليسا و لژ توانسته است بگويد&lt;br&gt;كه فراماسوني بسي بيشتر از كليساست». وي معتقد است كه فراماسوني يك دين نيست، بلكه&lt;br&gt;دين است. يعني نيايشگاهي است كه درآنجا همه مردان نيك كردار يگانه مي شوند و هر يك&lt;br&gt;شريك ايمان همه است». با اين تعبيرات، فراماسونري خود را فراتر از اديان قرار مي&lt;br&gt;دهد و عقل بشري را برتر از وحي الهي مي داند. سيامك فرزد، عضو لژهاي متعدد&lt;br&gt;فراماسونري، در گفتاري كه در بررسي فلسفه اگزيستانس ايراد نموده در همين خصوص مي&lt;br&gt;گويد: به انديشه ياسپرس همه تجربه هاي ژرف زندگاني جلوه گاه ترانساندانس است، &lt;/span&gt;(transcendence) &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;همه&lt;br&gt;فلسفه هاي بزرگ، همه دينهاي بزرگ و همچنين كارهاي شاعران بزرگ و هنرمندان بزرگ&lt;br&gt;بيان تولرانس است و آنگاه كه ما گمان مي كنيم ترانساندانس اين است و جز اين نيست،&lt;br&gt;به خطا رفته ايم و اين كار يك دگماتيسم است. هر ديني، يا هر سيستم فلسفي يا هر&lt;br&gt;روال فلسفي كه حقيقت را و ترانساندانس را به خودش منحصر كند در آنجاست كه به خطا&lt;br&gt;مي رود&lt;/span&gt;. &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;اين انديشه در تضاد مستقيم با اديان الهي قرار دارد، در قرآن كريم مي&lt;br&gt;خوانيم: ا نالدين ع ندالله الا سلام / دين در نزد خداوند اسلام است. (آل عمران آيه&lt;br&gt;19) البته منظور از اسلام در اينجا كليه اديان توحيدي است كه بر مدار تسليم انسان&lt;br&gt;در برابر خداوند گردش مي كنند و در كاملترين شكل خود در دين اسلام تجلي پيدا مي&lt;br&gt;كنند. همچنين در قرآن مي خوانيم: «هوالذي ارسل رسول بالهدي و دين الحق ليظهره علي&lt;br&gt;الدين كله. . . اوست خدايي كه رسول خود &lt;/span&gt;(&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;محمد) را با هدايت (قرآن) و دين حق&lt;br&gt;فرستاد تا او را بر همه اديان دنيا غالب گرداند. » (سوره فتح آيه 28) همين مضمون&lt;br&gt;در سوره توبه آيه 33 و سوره صف آيه 9 نيز تكرار شده و حاكي از حقانيت اسلام مي&lt;br&gt;باشد. اين كلام الهي نه تنها ترويج دگماتيسم نيست بلكه بيانگر اصالت يك حركت رهايي&lt;br&gt;بخش جهاني است&lt;/span&gt;. &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;فراماسونري در جريان دين زدايي سعي مي كند جنبه اي زميني و&lt;br&gt;انساني به اديان بدهد و عنوان مي نمايد كه دين مسيحيت و اسلام از تراوشات فكري&lt;br&gt;حضرت عيسي (ع) و حضرت محمد (ص) بود كه خود از وضعيت زندگاني خود الهام گرفته اند.&lt;br&gt;در حالي كه اديان الهي از طريق وحي بر قلب انبيا و رسل نازل مي شد و آنان كلامي به&lt;br&gt;غير از وحي نمي گفتند (ان هو الاوحي يوحي: و سخنان او نيست مگر وحيي كه به وي الهام&lt;br&gt;مي شود. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Feb 2009 08:44:00 GMT</pubDate>
<comments>http://vahdat86.parsiblog.com/Comments/38</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=841537</wfw:commentRss>
 <dc:creator>سماهه</dc:creator>
<guid>http://vahdat86.ParsiBlog.com/Posts/38/%d8%a7%d9%88%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%8a%d8%b3%d9%85+%d8%af%d8%b1++%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%b3%d9%88%d9%86%d8%b1%d9%8a+2./</guid>
</item>

<item>
<title>تعاليم اومانيستي در تاريخ فراماسونري ايران 1.</title>
<link>http://vahdat86.ParsiBlog.com/Posts/37/%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d9%84%d9%8a%d9%85+%d8%a7%d9%88%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%8a%d8%b3%d8%aa%d9%8a+%d8%af%d8%b1+%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%8a%d8%ae+%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%b3%d9%88%d9%86%d8%b1%d9%8a+%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86+1./</link>
<description>&lt;font style=&quot;font-family: انتخاب قلم; color: rgb(0, 0, 0);&quot; size=&quot;1&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt; font-weight: bold;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;دكتر موسي نجفي - موسي حقاني &lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;ملاحظه مي شود كه فرد قبل از ورود به تشكيلات فراماسونري&lt;br&gt;مي آموزد كه نسبت به مذهب بي اعتنا باشد. دردرجه اول فراماسونري كه موسوم به درجه&lt;br&gt;«شاگردي» است، نيز ضمن تأكيد بر آزادي مذهب، مفهومي اومانيستي از تعاليم&lt;br&gt;فراماسونري به فرد ارائه مي شود. در ريتوئل (آيين) اين درجه، استاد لژ از ناظر اول&lt;br&gt;لژ مي پرسد: «برادر ناظر اول چرا ما خود را بنّاي آزاد مي ناميم؟» ناظر اول: «زيرا&lt;br&gt;كه چون آزادگان در ساختن بناي عظيم كار مي كنيم. » استاد لژ: «چه نوع بنايي؟» ناظر&lt;br&gt;اول&lt;/span&gt;: «&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;نياكان ما آن را معبد سليمان مي ناميدند و منظورشان معبد انسانيت بوده&lt;br&gt;است. » استادلژ: «برادر ناظر دوم چه سنگي در اين بنا به كار مي بريم؟&lt;/span&gt;» &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;ناظر دوم: «سنگ&lt;br&gt;بناي ما انسان است. » استاد لژ: «چه ملاطي لازم است تا اين سنگها بناي معبد را به&lt;br&gt;هم متصل سازد؟» ناظر دوم: «ملاط بناي معبد تابناك انساني و برادري همگاني است. »&lt;br&gt;اين گفت و گوي ماسوني حاكي از آن است كه بناي فراماسونري بر شالوده اومانيسم پي&lt;br&gt;ريزي مي شود كه در آن جايي براي مذهب وجود ندارد. البته در درجه اول فراماسونري،&lt;br&gt;غير از اين موارد، در قسمتهاي ديگر نيز تأكيد زيادي بر مسئله اومانيسم مي شود. از&lt;br&gt;جمله آنها اين سخنان است كه استاد لژ خطاب به اعضا ايراد مي كند: «مساعي جمعيت ما&lt;br&gt;وقف راه انسانيت است. وظيفه ما اين است كه با تمام صفات عاليه انساني را در خود&lt;br&gt;نيرومند سازيم. » در طي درجات اول و دوم، ضمن تأكيد بر مفهوم انسانيت، به فرد&lt;br&gt;تأكيد مي شود كه مي بايستي خود را از قيد و بند عقايد خرافي رها سازد. پس از گرفتن&lt;br&gt;التزام از داوطلب وي را وارد حلقه برادري نموده، خطاب به وي اظهار مي دارند: «اين&lt;br&gt;حلقه برادري كه ملاحظه مي كرديد زنجير بزرگ برادري جهاني را تشكيل مي دهد و مرداني&lt;br&gt;را از هر ملت و كشور و مذهب در هر مقام به هم متصل مي سازد. . . به هر نقطه جهان&lt;br&gt;برويد نام برادري به گوش شما خواهد رسيد و همه جا دست برادري مهياي پذيرفتن و&lt;br&gt;معاضدت شما خواهد بود. » در سير درجه سوم نيز مجدداً درگفت و گوي استاد لژ و ناظر&lt;br&gt;لژ اين سؤال مطرح مي شود كه چرا ما خود را بنّاي آزاد مي ناميم؟ و ناظر لژ در جواب&lt;br&gt;پاسخ مي گويد: «براي آنكه خود را از قيد افكار و عقايد باطل رها كرده ايم و بناي&lt;br&gt;بزرگ بشريت را بر پا مي سازيم. » اين پاسخ با آنچه در درجه اول در پاسخ به اين&lt;br&gt;سؤال ارائه شده تفاوت مي كند. بعداز طي دو درجه، يك ماسون مي بايست بر عقايد باطل&lt;br&gt;- از نظر فراماسونري - غلبه كرده باشد. در اين حد &lt;/span&gt;(&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;يعني درجات اوليه) مسائل «محدود به نفي&lt;br&gt;اديان مي شود، بدون نفي خداوند&lt;/span&gt;.&lt;br&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;اين جريان كه معروف به دئيسم مي باشد عبارت است از ادعاي&lt;br&gt;اعتقاد به خداوند بدون اعتقاد به اديان و رسالت پيامبران». ريشه اين انديشه به&lt;br&gt;دوره روشنگري و افرادي نظير ولتر و روسو مي رسد. الهيات طبيعي&lt;/span&gt; (natural theology) &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;كه ولتر مطرح كرد، نظريه اي بود در مقابل الهيات كليساي مسيحي براي زميني&lt;br&gt;كردن بينش انسان. بر اساس اين انديشه انسان مي تواند در باب وجود خداوند و عالم&lt;br&gt;زندگي خود، بدون كمك وحي و با تكيه بر عقل بينديشد و زندگي كند. رنه دكارت نيز&lt;br&gt;معتقد بود كه عقل متعارف بشري بي هيچ نيازي به هدايت و وحي الهي، انسان را به سوي&lt;br&gt;سعادت رهنمون خواهد شد. بيكن هم با مادي توصيف كردن مفهوم پيشرفت در زندگي انسان و&lt;br&gt;اينكه عقل بشري براي رسيدن به اين پيشرفت كفايت مي كند، بي نيازي بشر را از وحي&lt;br&gt;الهي مطرح مي كند. امانوئل كانت كه فراماسونها بيشترين تأثير را از وي پذيرفته اند&lt;br&gt;اعلام مي كند: «هر كس بايد همواره در به كار بستن خرد خويش به گونه اي عمومي آزاد&lt;br&gt;باشد وتنها اين شيوه است كه مي تواند روشنگري را در ميان انسانها به پيش ببرد. . .&lt;br&gt;آنچه از بنياد ممنوع است همانا توافق بر سر يك اساسنامه ديني پايدار است كه هيچ كس&lt;br&gt;نتواند آشكارا در آن ترديدي راه دهد. . . » به پيروي از اين گفتار كانت است كه&lt;br&gt;نشريه معمارسنان ادعا مي كند: «بزرگترين، با ارزشترين و مهمترين پند قابل توجهي كه&lt;br&gt;از طرف ماسوني به عالم بشريت تقديم گرديده اين است كه هيچ فلسفه اي، دكتريني، تزي&lt;br&gt;به عنوان آخرين و كاملترين و قطعيترين فكر نبايد مورد قبول واقع شود. با اين گفتار&lt;br&gt;دقيقاً به اصالت مذاهب حمله شده و عقل بشر ملاك همه چيز قرار مي گيرد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Feb 2009 08:36:00 GMT</pubDate>
<comments>http://vahdat86.parsiblog.com/Comments/37</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=841523</wfw:commentRss>
 <dc:creator>سماهه</dc:creator>
<guid>http://vahdat86.ParsiBlog.com/Posts/37/%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d9%84%d9%8a%d9%85+%d8%a7%d9%88%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%8a%d8%b3%d8%aa%d9%8a+%d8%af%d8%b1+%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%8a%d8%ae+%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%b3%d9%88%d9%86%d8%b1%d9%8a+%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86+1./</guid>
</item>

<item>
<title>emame zaman ajalalah</title>
<link>http://vahdat86.ParsiBlog.com/Posts/36/emame+zaman+ajalalah/</link>
<description>&lt;div style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;br style=&quot;color: rgb(153, 0, 153);&quot;&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style=&quot;font-family: Times New Roman; color: rgb(0, 0, 0); background-color: rgb(204, 204, 204); font-weight: bold; text-align: right;&quot;&gt;&lt;font style=&quot;font-family: courier;&quot; size=&quot;3&quot;&gt;akharin.khorshid: http://soroush-mandegar.ir/ghaza.html&lt;/font&gt;&lt;br&gt;&lt;font style=&quot;font-family: courier;&quot; size=&quot;3&quot;&gt;akharin.khorshid: بالاخره متوجه شديد مسجد الاقصي کدومه - براي همه ديگر دوستانتون هم ارسال کنيد http://soroush-mandegar.ir/aghsa.html&lt;/font&gt;&lt;br&gt;&lt;font style=&quot;font-family: courier;&quot; size=&quot;3&quot;&gt;akharin.khorshid: بيش از اين ظلم مگر ميشود اي ماه بيا /خلق را مي كشد اي ماتم جانكاه بيا/ ما گرفتار خوديم از تو چه پنهان مهدي/ با تو بيگانه شديم از تو چه پنهان مهدي/ بي خودي نعره يابن الحسن از سينه زديم /ما به نام تو فقط سنگ به آيينه زديم/ آرزومند و محياي وصالت نشديم/ لايق ديدن خورشيد جمالت نشديم/ كي نوازشگر گيسوي يتيمي شده ايم ؟/كي شبي با فقرا يار صميمي شده ايم ؟/فكر اندوختنيم از تو چه پنهان مهدي /غافل از سوختنيم از تو چه پنهان مهدي/ فكر كرديم ابد الدهر در اين دنياييم/ هيچ كس نيست در اين معركه تنها ماييم/ &lt;/font&gt;&lt;br&gt;&lt;font style=&quot;font-family: courier;&quot; size=&quot;3&quot;&gt;akharin.khorshid: ما گرفتار شبيم از تو چه پنهان مهدي/ و رياست طلبيم از تو چه پنهان مهدي/ خبر از خانه همسايه نداريم ولي/ دوست داريم كه باشيم محبان علي/ شيعيانيم ولي غافل از انديشه مرگ/ فكر كرديم كه كنده است خدا ريشه مرگ/ آي مردم به خدا روز حسابي هم هست/ روز تنبيه و مجازات و عذابي هست/ آخر الامر محياي سفر بايد شد/ آخر الامر از اين خانه به سر بايد شد/ دل به دنيا نسپاريد كه بايد برويم/ توشه همراه بياريد كه بايد برويم&lt;/font&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sun, 25 Jan 2009 22:41:00 GMT</pubDate>
<comments>http://vahdat86.parsiblog.com/Comments/36</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=815978</wfw:commentRss>
 <dc:creator>سماهه</dc:creator>
<guid>http://vahdat86.ParsiBlog.com/Posts/36/emame+zaman+ajalalah/</guid>
</item>

<item>
<title>مي داني دلم پاره پاره شد...</title>
<link>http://vahdat86.ParsiBlog.com/Posts/35/%d9%85%d9%8a+%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%8a+%d8%af%d9%84%d9%85+%d9%be%d8%a7%d8%b1%d9%87+%d9%be%d8%a7%d8%b1%d9%87+%d8%b4%d8%af.../</link>
<description>&lt;table&gt;&lt;td  style=&apos;font-size: 12px;line-height: 160%&apos;&gt;&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#800000 size=3&gt;&amp;nbsp;مي داني دلم پاره پاره شد ميداني دلم پاره پاره شد&amp;nbsp; زنام شهيدي بر خيابان شهرم ميداني از خانه ئ دل&amp;nbsp; تا سر کوچه ونام شهيد بر ان چقدر فاصله هست فاصله اي به اندازئ&amp;nbsp; لحظه هاي غفلت&amp;nbsp; لحظه هاي بودن يا نبودن هستي يا مستي&amp;nbsp; مي داني اي سبز پوش&amp;nbsp; اي هميشه بهار پر شقايق&amp;nbsp; گلهاي فصل بهار جوانه هاي نو شکفته باغ پر چمان تو&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; دور شدند. دور زهر تابش نور هستي بخش&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;&lt;FONT color=#800000&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffff00&quot; color=#ff0000&gt; بقيه را در &lt;a href=&apos;http://vahdat86.ParsiBlog.com/Posts/35/%d9%85%d9%8a+%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%8a+%d8%af%d9%84%d9%85+%d9%be%d8%a7%d8%b1%d9%87+%d9%be%d8%a7%d8%b1%d9%87+%d8%b4%d8%af.../&apos; target=&apos;_blank&apos;&gt;ادامه مطلب...&lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/td&gt;&lt;/table&gt;</description>
<pubDate>Sun, 18 Jan 2009 01:40:00 GMT</pubDate>
<comments>http://vahdat86.parsiblog.com/Comments/35</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=805294</wfw:commentRss>
 <dc:creator>سماهه</dc:creator>
<guid>http://vahdat86.ParsiBlog.com/Posts/35/%d9%85%d9%8a+%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%8a+%d8%af%d9%84%d9%85+%d9%be%d8%a7%d8%b1%d9%87+%d9%be%d8%a7%d8%b1%d9%87+%d8%b4%d8%af.../</guid>
</item>

</channel>
</rss>  


